الملا فتح الله الكاشاني

255

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اعتقاد كرده‌اند كه بر ايشان سبيلى نيست بلكه بر آنها حرج و اثم است در خيانت مال عرب و قوله * ( مَنْ أَوْفى بِعَهْدِه ) * استينافست بجهة تقرير جملهء كه بلى ساد مسد است و ضمير راجع به من موصول است يا اللَّه يعنى و هر كه وفا كند بعهد خود يا بعهدى كه خدا با او بسته است در تورية باداء امانة و ترك خيانت * ( وَاتَّقى ) * و بپرهيزد از حرام * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خدا * ( يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ) * دوست ميدارد پرهيزكاران را عموم متقين كه نايب مناب ضميريست كه راجع به من باشد اشعار است به آنكه تقوى ملاك امر است و اين اعم از وفاست و غير آن از اداء مأموارت و اجتناب از منهيات و از رسول ( ص ) روايتست كه هر كه در او سه خصلة باشد منافق است اگر چه نماز گذارد و روزه دارد و زكات دهد و دعوى ايمان كند يكى آنكه چون حديث كند دروغ گويد دويم چون وعده كند خلاف نمايد سيم چون امانة به او دهند خيانت كند و ابو سعيد خدرى از رسول ( ص ) روايت كرده كه بازارگان راستگوى امين فرداى قيامة با صديقان و شهيدان باشد و نيز از آن حضرت مرويست كه هر كه را امين گرداند بر امانتى و اداء آن كند با آنكه قدرت داشته باشد كه رد نكند حق سبحانه تزويج حور العين نمايد به او هر چه خواهد كلبى روايت كرده كه جمعى از علما و احبار يهود در سال قحط نزد كعب بن اشرف آمدند و از او گندم خواستند او گفت چه مىگوييد دربارهء اين مرد كه دعوى نبوت مىكند گفتند او پيغمبر خدايست كعب از اينسخن در غضب شده گفت من ميخواستم كه عطائى بسيار و صلهء بيشمار از طعام و كسوه و نقد بشما رسانم شما بجهة اين سخن خود را از او محروم گردانيديد برويد كه از من يك دينار بشما نرسد ايشان از اين سخن پشيمان شدند و گفتند شايد كه اين كار بر ما مشتبه شده باشد ما را مهلت ده تا برويم و محمد ( ص ) را ببينيم و در كتاب خود نگريم و نعت و صفت او را با كتاب خود مقابله كنيم و به بينيم كه مخالفست يا موافق كعب گفت چنين باشد پس نزد پيغمبر آمدند و صفات او را مشاهد كردند و چون نظر در تورية كرده صفات او را در آن موافق آن ديدند تحريف و تغيير آن آيات نموده صفاتى كه ضد آن بود بجاى آن نوشتند و بنزد كعب آمدند گفتند ما غلط كرده بوديم صفات پيغمبر آخر الزمان كه در تورية نوشته مخالف صفات اين شخص است كه دعوى نبوت مىكند پس آيات محرفه را بر او خواندند كعب بسيار خوشحال شده ايشان را طعام و انواع عطار عنايت نمود حق سبحانه اين آيه فرستاد كه * ( إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ ) * بدرستى كه آنان كه ميفروشند و بدل ميكنند * ( بِعَهْدِ اللَّه ) * عهدى را كه با خدا بسته‌اند كه آن ايمانست بمحمد ( ص ) و لزوم طاعت و ترك معصيت و گويند مراد به عهد اللَّه هر چيزيست كه عقل مستحسن و مستقبح آنست و صاحب كشاف گفته كه مراد اخذ ميثاقست از ايشان با آنكه گفتند و اللَّه لنؤمنن به و لننصرنه * ( وَأَيْمانِهِمْ ) * و بسوگند دروغ خود كه در باب مخالفت پيغمبر ( ص ) به آنچه در